خدایم کیست 2

پای برهنه بر مرزهای باریک و پر پیچ و خم مزارع راه می رفتم و خود را به جایی می رساندم که بهتر می توانستم بر محیط زیبایم اشراف داشته باشم.گاهی بر نوک انگشتان پایم می ایستادم و به خوشه ها می نگریستم.خوشه هایی که از طلوع تا غروب آفتاب نور می ستاندند و مبدل به آفتابی کوچک و درخشان می شدند هر روز که می گذشت بیشتر و بیشتر رنگ می گرفتند.حتی آن شاخک سبز متصل به دانه های برنج،قرمز یا طلایی می شد.باد که می وزید بوی شالیزار بر می خاست و حس وصف ناپذیری وجودم را در بر می گرفت.تا می توانستم نفس می کشیدم و آن بوی خوش را به درونم راه می دادم.خط و خطوط،کلمات و عبارات از ذهنم پاک می شد و دنیایی سراسر آرام و تهی در من جان می گرفت.خدایم آن آرامش و آن خاطر آسوده بود.

کمی که بزرگتر شدم و پا به محیط بزرگتر نهادم پی بردم هر انسانی خدای خود را دارد و او را به شکلی و جوری دیگر باور دارد...

باور دارد و باورش را به باور من تحکیم می کند.

خدای بزرگ ،حکیم،قادر...

اری بزرگ است اما در کوچکترین عضو بدنم جای دارد.

حکیم است حکمتش در بستر افکار نیمه خفته ی من بیدار است.

قادر است قدرتش بر بازوان و اراده ی من تکیه دارد.

همه ی حرف ها را می شنیدم و با آنچه خودم تا آن زمان دریافته بودم مقایسه می کردم.به راستی آن همه تفاوت در خدای من و خدای آنها بود یا فقط این طور گمان می کردم!

مال آنها در سختی و غم زنده می شد،مال من در لحظه زندگی می کرد.

مال آنها جایی بود و جایی نبود،مال من همه جا با من بود.

مال من لطیف و مهربان و زیبا بود،مال انها گاهی خشن و بی رحم چون طوفان و گاهی مهربان و دلسوز چون مادر.

وقتی می شنیدم از او گلایه می کنند قلبم به درد می آمد.اینکه زمین به لرزه در می آید اینکه آز آسمان برف و باران می بارد و بهمن و سیل به را می افتد اینکه جنگل  در آتش می سوزد و اینکه جنگ می شود و زن و مرد و کودک و جوان می میرد این را به خدا و اراده و قدرت او می پندارند قلبم را به درد می آورد.او نیست که چنین می کند این مائیم که جنگ می کنیم،جنگل می سوزانیم،دانسته یا نادانسته کاری می کنیم که سیل آید و زمین بلرزد و...

خدایم این است که در درونم زندگی می کند آرام،مهربان،زیبا و هیجان انگیز... 

/ 4 نظر / 7 بازدید
آزیتا

سلام عزیزم ممنون که برا خوندن شعرم وقت گذاشتی[ماچ][گل]

سیمین

میدونی رابطه دوتا چشم چه جوریه؟ باهم پلک میزننن،باهم حرکت میکنند، باهم گریه میکنن، باهم میبینن وباهم میخوابن گرچه هرگز همدیگرو نمیبینن دوستی هم همین جوریه،زندگی بدون دوستی جهنمه این هفته،هفته بهترین دوسته. بهترین دوست توکیان؟ این رو برای همه ی دوستای خوبت بفرست حتی برای من؛البته اگه یکی ازاوناحساب میشم. ببین چندتا پس میگیری.اگه بیش از7تاگرفتی،پس واقعا محبوبی البته شما محبوب هستی دوست عزیز

مهدي

سلام با كمال ميل شما رو لينك كردم موفق باشين [گل]

محمد جواد

ما آنچه را كه دست نيافتنيست در نهايت تخيل به بند كشيده ايم و در ماوراء هستي به فلسفه اي رسيده ايم كه مي توانيم اصالت بشر را ثابت كرده و براي آن نبرد كنيم . ما توانسته ايم در فراسوي جهان ماده ،خود را از زندان زمان و مكان برهانيم و چشم به جهاني چنان نوين باز كنيم كه هر لحظه از ادراشگفتي هايش متحير شويم