بازگشت

سلام
سلام به دوستان دیروز و امروزم
سلام به همه ی اون هایی که تو لحظه هام شریکن
بالاخره پس از ماه ها دوباره برگشتم.برگشتم چون دلم واسه همه دوستام تنگ شده بود و واسه نوشتن.
تو این چند ماه اتفاقات زیادی افتاد مهمترینش ازدواج برادر برزگم و قبولی برادر کوچیکم(نفسم)در کنکور سراسری بود کوتاه کردن موهامم همین طور.جرأت کردم پس از سال ها کوتاش کنم کوتاه کوتاه.
امیدوارم مثل سابق بتونم بهتون سر بزنم با یه دنیا عشق.

/ 2 نظر / 10 بازدید
منصور

سلام عزیزم [گل] خوشحال شدم بهم سرزدی با کمال افتخار شما را لینک نمودم تقدیم به خانم صالحی عزیز : از سر شوق دعایی می کنم تا به دیدنم بیایی نه گلی می خواهم نه گلبرگی من به یک لحظه رسیدن سیرابم و به ندیدن خدا گرفتار چشم من اگر حیا داشت رختخواب مادرم را نمی دید یا به لبخند پدر سست نمی گشت به تو من نیاز دارم لااقل حرف بزن چیزی بگو من به یک قبر نمی خندم و گهواره را خالی نمی بندم روزگارت خوش باد باز هم منتظرت خواهم ماند به صد شوق

مینا

سلاااااام عزیزم من اومدم