عشق چیست

می خواهم بدانم عشق به یک موجود،به یک شئ،به یک لحظه چیست و چرا نمی توانیم گاهی فراموش کنیم.

چرا بعضی لحظه ها در یادمان هست و هرگز به تلخی آلوده نمی شود،به تنفر،به فراموشی...

چرا برخی از اشیاء جان دارند و روح.حرف می زنند و خاطره ی خوب خود را یادآوری می کنند؟

چرا؟ به راستی چرا لحظات و خاطرات یکی از یاد نمی رود و همیشه تازه و تکرار نشدنی باقی می ماند؟

چرا با آنکه قصد داریم فراموش کنیم باز هست و نیست کسی جای او.

نمی دانم این طبیعت ماست که این چنینیم یا این چنین رفتار می کنیم تا طبیعی جلوه کنیم.

اگر این گونه نباشیم چه می شود؟

دنیای ما چه رنگی خواهد شد اگر خاطرات و هر آن چیزی که خاطره به یاد می آورد کنار بگذاریم و در صندوقچه ها را در قل و زنجیر کنیم.

عشق به قوت خود باقی خواهد ماند؟

با قدرت و مسخ پذیری اش جادو خواهد کرد!؟

نمیدانم.تو می دانی؟

/ 1 نظر / 11 بازدید
سیب حوا

ببين باز مي بارد آرام؛ برف فريبا و رقصنده و رام؛ برف عروسانه مي آيد از آسمان در اين حجله، آرام و پدرام؛ برف جهان را سراسر سپيدي گرفت به هر شاخه، هر شانه، هر بام، برف نشسته به اندوه انبوه دشت به بي‌برگي باغ ايام، برف خزان هم به دامان مرگي خزيد کنون فصل سرد سرانجام... برف فرو بسته يک شهر چشمان خويش و مي بـــارد؛ آرام آرام بــرف... لينک دانلودش: http://www.i-vahid.com/audio/motreb/Barf.mp3